دانشگاه زنده است
عکس های امروز دانشگاه تهران











اگر انرژي هسته ايي حق مسلم ماست توانايي مسولین در حضانت از ميراث تاريخي وهويت ملي ایران نيز حق مسلم ماست. عکس محمود احمدي نژاد به عنوان رييس جمهور ایران جلوي عبارت مجعول خليج عربي که برديوار سالن اجلاس کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس نقش بسته نشان از این است که مصالح ومنافع ملي برای احمدی نژاد بی اهمیت است و او به راحتي آنها را ناديده مي گيرد داغ دریای خزر هنوز باقی است که این هم اضافه شد بدیهی ترین کار این بود که به نشانه اعتراض جلسه را ترک کند اما آنقدر نشست تا عربها در بیانیه پایانی در حضور احمدی نژاد اعلام کردند که ايران با اشغال! سه جزيره متعلق به امارات متحده عربي شامل جزيره ابوموسي و تنب بزرگ و تنب کوچک، حاکميت کشور امارات عربي متحده را ناديده گرفته است.
اینجا رو هم ببینید و گستاخی مجدد کشورهای حاشیه خلیج فارس به مرزهای ایران
نسل عبور در تاریکی بوده ایم
و جای پاهامان را نیز به خود مبتلا کرده ایم
محمد مختاری

نه سال از آن آذر سیاه گذشت
حق نداشتم با کسی دوست شوم مادرم خیلی می ترسید تا چند سال تمام بندر برای من خلاصه شده بود بین مسیر خانه و مدرسه
بزرگترین سرگرمی من کتابخانه طالقانی محله اوزی ها بود که می توانستم ساعتها آنجا باشم آنقدر رفته بودم که می توانستم آزادانه در مخزن بچرخم
بدجور عطش خواندن داشتم اما بیشترکتابها مزخرف بودن خنده دار است که بزرگترین شاعری که
می شناختم یه مرتیکه مافنگی مدیحه سرایی بود به اسم احمد عزیزی که همیشه از تلویزیون شرو ور میخواند تا 17 سالگی کتاب به شکل مرموزی در زندگی ام غایب بود تابویی که با کشف کارتن هایی پر از کتاب در زیر زمین مادر بزرگم شکست و دایی که هیچ وقت ندیدمش
شایدبرای هر کسی یک کتاب نقش ویژه ای داشته باشد تمرین مدارا ی مختاری هم برای من اینطوریست تازه کشته بودنش همه جا اسمش بود در گردش همیشگی مخزن دو تا ازکتابهایش را پیدا کردم درک حضور دیگری و تمرین مدارا تا هفته بعد هر دوتایش را خوانده بودم و منگ بودم از نامه مختاری به واتسلاو هاول ی که نمی شناختمش هیجان زده شده بودم از تئوری شبان و رمه اش و از مسیر جدیدی که برایم با این کتاب شروع شد و اندیشه اش برای من همیشه زنده است گرچه جسمش زنده نیست
جایی است برای روایت دلتنگی های خانه ای گم شده
ماهسو چرا؟
ماهسو نامی است زنانه.
ماه که آشکار است و هنوز میتوان آن را نشان داد. اما سو چه است؟
سو: جانب، طرف، سمت
سو: نزد، پیش
سو: نور، روشنایی: چراغ کمسو
سو: آب است به ترکی.
سو در زبان زندهی ما در نور ماه میرود و بنیهی بینایی و سوی چشم. سو سوی و سویهی خون را به دست میدهد و گاهگاه اشارتی آشکار به رگ مادری. سوی فلانی. سوشان بد است.
آفتاب تابش دارد. میتابد. سوی تابنده نیست. تبش نمیآورد. تب روز رفته را پس میدهد و در خود و بر ما. ( سردار صالحی)
